دستم را بگیر

خرید بک لینک
جای من اینجا نیست! دستم را بگیر و مرا با خود به سیارهای دور ببر. بگذار بشوم همان «عزیز دل دور دوری» که میگفت! حتی عزیز دلش هم دیگر آنقدرها مهم نیست؛ فقط میخواهم دور باشم.

دستم را بگیر. بیا دوتایی برویم. به کجا مهم نیست؛ ناکجا شاید یا حتی همان جایی که عرب سالها است نـِی میاندازد. از ساقه های نی سایبانی میسازیم که بالای سرمان باشد ... اصلن کسی چه میداند؟! شاید آنجا باران بود و ابر بود و دریا بود ...

میتوانیم یک قایق کوچک بسازیم؛ قایقی تنها به اندازهی منوتو ...

مقصد مهم نیست؛ تو فقط دستم را بگیر. قایق را که به آب انداختیم دل سپردهایم به موجها دیگر؛ همانطور که منبهتو و شاید ...

شایدش مهم نیست؛ همانقدر که بویناکی دنیای آدمها رهایمان کند، کافی است. تو دستم را بگیر، بقیهاش با من ... تو برایم نی میزنی، من به سازت میرقصم ... طوری که انگار هیچکس به جز منوتو آنجا نیست. هیچ کس به جز منوتو آنجا نیست!

هروقت دریا آرام شد، قایق که از حرکت ایستاد، سرم را روی سینهات میگذارم و درد تمام نبودنهایت را زار میزنم؛ آنقدر که آسمان به گریه بیافتد و دریا به جنب و جوش. بادبانها را بکش؛ با تمام سرعت، رو به جلو!

دستم را بگیر، باید برویم؛ دیر میشود. این آدمها تا سربگردانی، اسیرت کردهاند؛ اسیر دنیای کوچکشان ... دنیایی با طعم تلخ قهوه، بوی تند سیگار.

باید فرار کنیم؛ چشمهایت را ببند، دستم را بگیر و با من دل به دریا بزن.

دنیای آدمها ترسناک است، جای ماندن نیست. اینجا عشق احمقانه است، عاشقی دلیل کمبود است، معاشقه بیماری است ... اینجا خیانت، نشان افتخار است، دروغ شیرین است، خاطره بیارزش است ... «آدمها معمولن تنهایند» اینجا ...

دل بکن از این سیارهی نفرینشده ... من میترسم؛ دستم را بگیر. بیا از اینجا برویم. این مرض مسری است، درنگ همان آلودگی است ... مقصد مهم نیست. فقط چشمهایت را ببند گل من؛ دستم را بگیر ...

شازده کوچولو...

ما را در سایت شازده کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: دستم را بگیر,دستم را بگیر خدا,دستم را بگیر عشقم,دستم را بگیر شعر,دستم را بگیر فرامرز اصلانی,دستم بگیر عبدالبهاء,دستم را بگير,خدایا دستم را بگیر,دستم را تو بگیر,دستم را محکم بگیر, نویسنده: بازدید: 79 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 20:50

صفحه بندی