
ژولیدهپوش دانای مندر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.گاهی گوشهی خیابان نشسته بود، گاهی روی دیوارهای سنگی پارک. هرچه جلوتر میرفتم اما چیزی از صدایش کم نمیشد، رد نمیشد، تمام نمیشد، بود ...پیش از این هم دیده بودمش، با همان موهای مجعدی که تا زیر شانهاش میرسد و همان کت مشکی کتانی بلند رنگورو رفته. بلند قامت است و لاغر اندام و همیشه حرف میزند؛ از فیلمهایی که شاید هرگز ندیده و همیشه همهچیز را میداند. با شیوهی مخصوص خودش فیلمهای مرخرف را، بازی بازیگرا...
ادامه مطلب
جاسوسی به سبک ماموران اطلاعاتدر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.نزدیک ظهر است، تنها و خوابآلود نشستم و مطالب چاپ شده در «پیامآور» را زیر و رو میکنم. گزارشها، مقالهها، مصاحبهها و حتی پاسخ به خوانندگان! هرچیزی که اسم «مزدک» پای آن خورده به اضافهی شمارهی هفتهنامه و تاریخ و صفحهی مطلب را یادداشت میکنم. نمیدانم به چه کارش میآید، من فقط قول دادم که کمکش کنم.قبل از این راجع به همکاریشان در تحریریهی «پیامآور» با گل مذکور خودم شنیدهبودم اما هیچوقت ب...
ادامه مطلب
دلتنگی هرگز بهانهای برای تکرار یک اشتباه نیستجزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.میدانی که اگر بیایی دوباره عاطفهی دوست غیر همجنس، جایگزین عاطفهی تو میشود. دوباره حساسیت روی بازیهای کامپیوتری بچهبازی میشود. دوباره طرفداری از خاتمی همرنگ جماعت شدن کورکورانه است. دوباره برای معتاد شدن معتادها و کارتونخواب شدن خیابان خوابها مقصری وجود دارد که کسی جز خود آنها نیست. دوباره اتاق نامرتب من، مصداق زندگی سگی میشود. دوباره فیلمهای ایرانی غیرقابل تحمل میشوند....
ادامه مطلب
تولدت مبارک ... همین!در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.از قحطی واژه میترسیدم؛ یادت هست؟! پنج سال از دوست داشتنت گذشته و حالا هجوم پوچ حرفها، کلمات و جملهها را با پوست و گوشت و استخوانم حس میکنم. سرشار از تو و بیتو ... پر از حس دوستی و تنفر ... پر از تضاد ... پر از خالی تنها مینشینم و ریههایم را پر میکنم از جبر نبودنت. دیگر حتی آغوشت را نمیخواهم یا به جز آغوشت هیچ نمیخواهم ... دیگر نمیدانم چه میخواهم. هرچه را شبیه توست میخواهم و نمیخواهم....
ادامه مطلب
برای مهربانترین مادربزرگ دنیا جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.گوشی تلفن از دستش میافتد. فکرت از سرم میگذرد. تمام نیرویم را جمع کردهام. میپرسم: «چی شده؟!» تمام نیرویش را جمع میکند. میگوید: «مامانبزرگ» لقمهی نان و پنیر از دستم میافتد. بغض گلویم را تا مرز پارگی میفشارد. زیر لب تکرار میکنم: «خسته شدم مادر جان؛ دعا کنید برم». میگویم و میگویم که رفتن خواست دلت بود. شاید که بغض خفهام نکند. آرامم اما سرشار از درد؛ احساس عجیبی است. دلم میخواهد مسافری ا...
ادامه مطلب
هدیه ای برای یک کودک مردهدر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.حوادث ناگواری که انسان با آن دستوپنجه نرم میکند، معمولا بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم توسط خود او ایجاد میشود. از میان این حوادث، جنگها بیشترین تاثیر را بر کودکان دارند. پس از جنگ جهانی اول، تصور غالب این بود که درصورت حضور والدین در کنار کودک، از اثرات سوء جنگ روی او به شکل چشمگیری کاسته میشود اما پژوهشهای بعد از آن ثابت کرد که کودکان بیشتر از بزرگسالان، خطر را فهمیده و به آن واکنش نشان می...
ادامه مطلب
برای مهربان ترین مادربزرگ دنیادر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.وشی تلفن از دستش میافتد. فکرت از سرم میگذرد. تمام نیرویم را جمع کردهام. میپرسم: «چی شده؟!» تمام نیرویش را جمع میکند. میگوید: «مامانبزرگ» لقمهی نان و پنیر از دستم میافتد. بغض گلویم را تا مرز پارگی میفشارد. زیر لب تکرار میکنم: «خسته شدم مادر جان؛ دعا کنید برم». میگویم و میگویم که رفتن خواست دلت بود. شاید که بغض خفهام نکند. آرامم اما سرشار از درد؛ احساس عجیبی است. دلم میخواهد مسافری از دو...
ادامه مطلب
وشی تلفن از دستش میافتد. فکرت از سرم میگذرد. تمام نیرویم را جمع کردهام. میپرسم: «چی شده؟!» تمام نیرویش را جمع میکند. میگوید: «مامانبزرگ» لقمهی نان و پنیر از دستم میافتد. بغض گلویم را تا مرز پارگی میفشارد. زیر لب تکرار میکنم: «خسته شدم مادر جان؛ دعا کنید برم». میگویم و میگویم که رفتن خواست دلت بود. شاید که بغض خفهام نکند. آرامم اما سرشار از درد؛ احساس عجیبی است.دلم میخواهد مسافری از دور دستها بیاید، سرم را روی سینهاش بگذارم و تمام سالهای سختیت را اشک بریزم. مسافر هیچ نگوید؛ صبر کند، درکم کند و من به بغض امان ماندن ندهم. کاش مسافر مثل تو فهمیدن را بلد باشد. فهمیدن حسها را، ضعفها را، آدمها را ... کاش مثل تو بفهمد و درک کند و همدل باشد و هیچ نگوید ... کاش کسی شبیه تو باشد.در فکرم جستجویت کردهام....
ادامه مطلب
حوادث ناگواری که انسان با آن دستوپنجه نرم میکند، معمولا بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم توسط خود او ایجاد میشود. از میان این حوادث، جنگها بیشترین تاثیر را بر کودکان دارند. پس از جنگ جهانی اول، تصور غالب این بود که درصورت حضور والدین در کنار کودک، از اثرات سوء جنگ روی او به شکل چشمگیری کاسته میشود اما پژوهشهای بعد از آن ثابت کرد که کودکان بیشتر از بزرگسالان، خطر را فهمیده و به آن واکنش نشان م...
ادامه مطلب
از قحطی واژه میترسیدم؛ یادت هست؟! پنج سال از دوست داشتنت گذشته و حالا هجوم پوچ حرفها، کلمات و جملهها را با پوست و گوشت و استخوانم حس میکنم. سرشار از تو و بیتو ... پر از حس دوستی و تنفر ... پر از تضاد ... پر از خالی تنها مینشینم و ریههایم را پر میکنم از جبر نبودنت. دیگر حتی آغوشت را نمیخواهم یا به جز آغوشت هیچ نمیخواهم ... دیگر نمیدانم چه میخواهم. هرچه را شبیه توست میخواهم و نمیخواهم. هر چه مثل تو نیست میخواهم و نمیخواهم. تو را میخواهم و نمیخواهم! فکر میکنم به زمینی که با تو امنترین جا بود، نه برای زیستن که برای زندگی. به صدایت که...
ادامه مطلب
جای من اینجا نیست! دستم را بگیر و مرا با خود به سیارهای دور ببر. بگذار بشوم همان «عزیز دل دور دوری» که میگفت! حتی عزیز دلش هم دیگر آنقدرها مهم نیست؛ فقط میخواهم دور باشم. دستم را بگیر. بیا دوتایی برویم. به کجا مهم نیست؛ ناکجا شاید یا حتی همان جایی که عرب سالها است نـِی میاندازد. از ساقه های نی سایبانی میسازیم که بالای سرمان باشد ... اصلن کسی چه میداند؟! شاید آنجا باران بود و ابر بود و دریا بود ... میتوانیم یک قایق کوچک بسازیم؛ قایقی تنها به اندازهی منوتو ... مقصد مهم نیست؛ تو فقط دستم را بگیر. قایق را که به آب انداختیم دل سپردهایم به موجه...
ادامه مطلب
از وقتی دوباره سر و کلهاش پیدا شد انقدر فکر و خیال ریخت توی سرم که درست خوابم نمیبرد. نه اینکه نباشد یا رفته باشد، نه! هرچه که نباشد گل بداخلاق و کمحوصله و مغرور من است، اما ماندنی است! اینکه بعد از مدتها بیهوا بیاید و غرولند کند و از بودنش مطمئنم کند، برایم عادی شده، اما اینبار کمی با دفعات پیش متفاوت بود؛ هم اتفاقات پیش از آمدنش، هم نوع آمدنش؛ بداخلاقتر و کمحوصلهتر از قبل، اما مغرور ... نه! نزدیک ظهر است، تنها و خوابآلود نشستم و مطالب چاپ شده در «پیامآور» را زیر و رو میکنم. گزارشها، مقالهها، مصاحبهها و حتی پاسخ به خوانندگان! هرچ...
ادامه مطلب